کاش - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 0:17
کاش کاش یک بار برای همیشه میتونستم باهات حرف بزنم شمارم همون شماره قدیمیم هست همونی که آخرش 8205 هست.یادت میاد بهم قول داده بودی تو هر شرایطی تا آخر عمرت شمارت رو عوض نمیکنی و وقتی به کمکت نیاز دارم فقط کافیه یه زنگ بهت بزنم و آدرس رو بهت بگم تا زودی خودت رو برسونی؟یادته میگفتی حتی اگه ده سال دیگه ه...
900209 - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 0:17
900209 یادت میاد بعد ازدواجم وقتی که هنوز باهم بودیم رو؟تو همین وبلاگ برام هر روز حست رو مینوشتی ولی حیف که اون موقع گوشیها اینجوری نبود که بتونم از وبلاگت عکس بگیرم و نوشته هات رو نگه دارم 90/02/09 آخرین روزی که فقط برا تو بودم.وای خدای من چه روز سختی بود ولی همه چیز رو از چشم من نبین خودت هم میتون...
الو - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 0:17
الو تو این سالها فقط به این فکر میکردم که چرا نمیبینمت اما الان میدونم چون رفتی یه شهر دیگه همون شهری که من بعد از ازدواح رفتم همون شهری که هر روز تو راه برگشت به خونه به خاطر شنیدن صدات پنح ایستگاه رو پیاده برمیگشتم خونه و هر روز از کیوسک توی راه بهت زنگ میزدم وقتی میگفتی الو ابا همون یک کلمه انگار...
تردید - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 0:17
تردید بعضی وقتها از ته دلم آرزو میکنم که ای کاش یه روزی بیای تو این وبلاگ و حرفای دلم رو بخونی ولی چند دقیقه طول نمیکشه که آرزو میکنم کاش هیچ وقت این حرفها رو نبینی آخه نمیدونم عکس العملت چیه ...اگه عشق من باشی که 6 ساله یواشکی تو دلم دارمت اون عشقم اشک تو چشماش جمع میشه با خوندن حرفام ولی اگه عوض ش...
گم شده - تاریخ: 1396/5/18 ساعت: 16:38
هر جا رو که فکر کنی دنبالت گشتم اما من که قدرتی ندارم دلم به هر جایی که فکر میکنی پر میکشه و دنباله نیم گم شدش میگرده تو خیابون هر ماشینی که یکم آروم از کنارم رد میشه دلم رو میریزه به خودم میگم خودشه ولی بعد میبینم تو نیستی 6 سال منتظر یه زنگم که شمارش غریبه باشه و حرف نزنه تا بگم تو بودی ولی انگار
خاطرات - تاریخ: 1396/5/18 ساعت: 16:38
خاطرات یادمه شبهایی رو که تا صبح حرف میزدیم باهم درمورد آینده مون درمورد زندگیمون وای که چه حس خوبی داشتیم یادمه یه بار من خوابم برده بود و تو کلی برام حرف زده بودی فرداش بهم گفتی که دیشب یک ساعت باهات حرف زدم اما تو خواب بودی منم حرفت رو تائید کردم اما الان میگم که بدونی من اون شب فقط چند دقیقه خوا
ببخش - تاریخ: 1396/5/18 ساعت: 16:38
میترسم از همه چی ولی دوباره امیدوار میشم هر روز این سوال رو از خودم میپرسم.یعنی من رو بخشیده؟اولش میترسم و با خودم میگم چرا باید ببخشه بعد به خودم میگم تنها چیزی که اصلا یادش نمیاد منم بعد طبق معمول خاطراتمون میاد جلو چشمام و حرفای تو رو به یاد میارمو بعدش میگم آره من و بخشیده و خودم رو قانع میکنم ک
عشقم پیدا شد - تاریخ: 1396/5/18 ساعت: 16:38
عشقم پیدا شد بلخره بلخره تونستم ازت خبر بگیرم خدایا شکرت شکرت.تقریبا جواب همه سوالام رو گرفتم خوشحالم که خوشبختی خوشحالم که حالت خوبه خوشحالم که زندگی مشترکت رو تشکیل دادی درست همون سالی که من ازدواج کردم توهم ازدواج کردی خوشحالم که....................................................................
عشق - تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 19:37
از اون روز و دقیقا از همون روز تو برام جاودانه شدی تو شدی عشق پاک من از همون روز تا همین امروز هر لحظه تو فکر و جان منی درست از همون شب تا همین امشب هر شب تو خواب منی اما اینا شعر نیست من هر شب تو رویاهام با تو ام و هر روز با یاد تو بیدار میشم و روزم رو لا یاد تو شروع میکنم انگار اصلا از پیشم نرفتی